|
وقتی مجریان انتخابات و اعتراف گیران رژیم افراد دیپلم ردی و خنگ باشند اوضاع ما بهتر از این نمی شود. نگاهی کوتاه به این افراد بد نیست. آقایان جنتی، مرتضوی، کردان و ... که از بهره هوشی بی بهره اند ولی جسور و خشن هستند امروزه بر ما حاکمند. بیایید کارهای بزرگ را در آینده به افراد خرد نسپاریم + نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388 12:24 توسط محمد مهدی مظفر |
پس از اعترافات آقایان ابطحی و عطریانفر عده ای سطحی نگر، ساده لوح، بی روحیه و بعضاً مغرض سریع گفتند که دیدی عجب آدمهای بدی بودند اینها! بیایید رو راست باشیم. اگر شما را ۵۰ روز در انفرادی با چشم بند بدون اطلاع از وقایع بیرون، دور از خانواده، با انواع شکنجه های روحی و روانی و با تهدید و ارعاب و به ظن من با تزریق انواع آرام بخشها و داروهای روانگردان در مقابل دوربین چه می کردیم؟ به نظر من هیچ کس این اعترافات را باور ندارد و در این مورد آقای ابطحی را مقصر نمیداند. من به شخصه ایشان را حمایت و درک می کنم. + نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388 12:22 توسط محمد مهدی مظفر |
شاید برای شما هم این سؤال تا به حال پیش آمده است که چه بر سر روحانیت ما آمده که برعکس تمام تاریخ پر افتخار خود که دادخواه ملت بوده هم اکنون سکوت پیشه کرده و در برخی موارد مؤید ظلم روا شده به ملت است. اینچنین کز کرده و پژمرده همچون روحی طلس شده و مسخ شده ساکن مانده است. با نگاهی جستجوگرایانه به ۳۰سال گذشته می بینیم که دستگاه حاکمیت به اسم حمایت از دین این ملجأ ملت را آرام آرام با پرداخت کمکهای بلاعوض، ساختمان، کلاس درس، کتابخانه، رایانه و هزاران کمک نقدی و غیر نقدی دیگر درگیر در دنیای مادی نمود و به همان آرامی روح آزادگی این رکن جامعه را از ایشان زدود تا امروز که اگر بخواهند فریاد بأی ذنب قتلت را سر دهند هزاران مصلحت اندیشی در ذهنشان بیاید و سکوت پیشه کنند. روحانیتی که تا پیش از این دریافت هرگونه وجهی را غیر از مأمومین خود و جز برای وجوهات شرعی به خصوص از سوی سیستم حاکم افت می دانست امروز برای جذب انواع اعتبارات از دولتها سهم خواهی می کند و به صرافت می افتد. این آفتی است که این مرجع تأثیر گذار را که روزی حکمش حکم بود را امروز به رده های بعدی اثرگذاری سوق داده است. + نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388 14:25 توسط محمد مهدی مظفر |
با مروری گذرا بر وقایع انقلابی ۱۰۰ سال گذشته در می یابیم که همواره خیزش های ملی ایران منجر به دیکتاتوری شده است که از منظر خود برخی دلایل آنرا حضورتان عرض می کنم. همیشه ما می دانستیم که چه چیزی را نمی خواهیم ولی نمی دانستیم که چه چیز را می خواهیم. برای مثال می دانستیم سلطنت مطلقه نممی خواهیم. با مشروطه ساقطش کردیم ولی نمی دانستیم چه میخواهیم برای همین اختلافات بروز کرد و استبداد محمد علی شاهی جایگزین شد. پس از آن هرج و مرج ناشی از دموکراسی نیم بند را نمی خواستیم که منجر به حکومت مقتدر رضاخانی شد. بعد از آن استعمار انگلیسی نمی خواستیم که منجر به ظهور نهضت ملی نفت شد ولی نمی دانستیم چه چیزی از آن می خواهیم که منجر به کودتا شد. پس از آن سلطنت نمی خواستیم که منجر به جمهوری اسلامی شد. بعد از آن هاشمی نمی خواستیم که منجر به خاتمی شد. پس از آن ولنگاری خاتمی نمی خواستیم که منجر به احمدی نژاد شد. الان احمدی نژاد را نمی خواهیم ولی آیا موسوی را می خواهیم؟ لطفا این بار بدانیم چه می خواهیم هرچند لازمۀ آن آنست که بدانیم چه نمی خواهیم ولی کافی نیست + نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388 14:5 توسط محمد مهدی مظفر |
دیروز روزی بود که بحث ولایت مطلقۀ فقیه میان انتقلابیان در گرفته بود و آقای مهندس بازرگان رو به امام کرده و گفتند که این لباسی که شما می فرمایید تنها به تن شما برازنده است. ایشان به نکتۀ زیبایی اشاره کردند که شاید در آن روز کسی آن را فهم نمی کرد. آن نکته این بود که حضرت آقا! شما کاریزمایی دارید که معلوم نیست وارث شما از آن برخوردار باشد. بترسید از روزی که اختیارات امام معصوم در جان و مال و ناموس مردم را به فردی جایز الخطا و غیر معصوم می سپارید. امروز مصداق آن را می بینیم که با حکم دینی و به استناد تکیه بر جایگاه امام عصر تکفیر می کنند و می کشند. + نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388 11:45 توسط محمد مهدی مظفر |
باید بدانیم که هر فردی حتی صالح و مقرب نزد درگاه الهی درصورت به دست آوردن قدرتی مطلقه و بدون پاسخگویی در نهایت سقوط میکند. باید این وقایع اخیر برای ما درش باشد تا زعما و علمای خوود را با اعطای قدرتی بدون بازخواست فاسد نکنیم. مگر سنن الهی در هر جایی با جای دیگر متفاوت است؟ من که این گونه فکر نمیکنم. چطور میشود برای هر سمتی از صدر تا ذیل محدودیت زمانی و انتخاب و پاسخگویی قائلیم اما به رهبری که میرسیم از وی حتی هر 10سال نیز حساب کشی نمیکنیم و دورۀ وی را نامحدود میکنیم. ای عجبا که در اینجا استثنا قائل میشویم و بی محدودیت عمل میکنیم. خوب البته نتیجه همین میشود که شد. رهبری متوهم میشود نکند جاودانه است و امر وی مطاع. + نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388 16:8 توسط محمد مهدی مظفر |
تفاوتهای بسیاری در شیوه و دیدگاه این دو بزرگوار در طول زندگی خود شاهد بودهام که جا دارد به چند مورد آن اشاره نمایم: 1- امام منش سلمانی داشت و ایشان منش ابوذری. یعنی امام با دلی گشاده و اصل توازن عدمی در پی ادارۀ آسان جامعه و کمینه نمودن دخالت حاکمیت در امورات مردم بود و اصل را بر براعت میگذاشت. ایشان در باب اقتصاد ملت را آزاد میگذاشتند تا جایی که مخل اقتصاد جامعه نشوند. ولی آقای خامنهای مانند ابوذر همواره در پی آنند که از کجا آوردهای. ایشان در پی موازنۀ ایجابی بوده و اقتصاد بیش از پیش دولتی نمودهاند و زمینۀ رانتهای گسترده را فراهم نمودهاند. 2- اما هیچگاه به وعاظ و مداحان میدان ندادند تا در حضور ایشان احساسات ملت را تحریک نمایند که از دید ایشان این نیز خود نوعی غنا بود که عقل را مسخ میکرد ولی آقای خامنهای این منش را داشت و امثال آقای حدادیان و ارضی و طاهری هستند که به واسطۀ تأثیر احساسی روی جوانان امروزه عملاً حکمرانی تودهها را می کنند و در سرکوبهای اخیر بیشترین برانگیزاننده بودهاند. 3- امام بیش از آنکه بخوانند فکر میکردند و آقای خامنهای بیشتر از آنکه بیندیشند مطالعه میکنند. اینرا میتوان از به کار بردن کلیشههای اقتصادی و فرهنگی دانشگاههای ما در بیانات ایشان متوجه شد که خود نوعی نشانۀ مسخ شدگی ایشان در دامان علم است که برایشان حجاب شده است. اما امام با تفکر و تعمق در عالم قوانین ساده و فطری را استخراج مینمودند که هر فرد عامی نیز آن را میفهمید. 4- ایشان سلسله مراتب طبیعی رشد افراد را رعایت نمیکنندو از جمله در اعطای مدارج نظامی. اما امام قائل به طی راه طبیعی برای رشد هر فردی بودند. + نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388 16:3 توسط محمد مهدی مظفر |
پس از حدود 10روز زدوخورد سیاسی اصولگرایان سینه چاک آقای احمدی نژاد برای عزل آقای رحیم مشایی از سمت معاونت اول رئیس جمهوری و حتی تاکید رهبری بر عزل وی از این سمت آقای احمدی نژاد با دلدردی ضمن تاکید بر ارادت قلبی به ایشان استعفای وی را پذیرفتند. جا دارد به دوستان غافل خود و قشری نگران اصولگرا که حقیقتاً بویی از اصول نبرده و در فروع خویش درجا میزنند یاداور شویم که ای دوستان به خود بیایید که حتی رهبری که از حیثیت خویش برای این دکتر عزیز هزینه مینماید نیز کوچکترین ارزشی نزد ایشان ندارد. اصولاً آقای احمدی نژاد دولتی خود بنیاد دارد که مشروعیتش را نه از رهبر نه از مردم و نه حتی از مراجع میگیرد بلکه به زعم خویش امام زمان شخصاً ایشان را مورد عنایت قرار میدهد. خاک بر سر حاکمان کوتاه فکر ما که فریب این چنین فرد منحرفی را میخورند. + نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388 15:50 توسط محمد مهدی مظفر |
دیروز در جریان نماز جمعۀ تهران به امامت حجت الاسلام احمد خاتمی ایشان تحلیل خود را دربارۀ مسائل انتخاباتی بار دیگر بیان نمودند که ضمن احترام به نظر ایشان مواضع خود را در این باب بیان میدارم: 1. جناب آقای خاتمی! شما مردم را وفادار به امر ولایت فقیه و مصداق آن فرمودید. بنده حضورتان عارضم که در باب قسمت نخست این فرموده با شما موافقم اما دربارۀ مصداق آن خیر. مگر سخن امام را فراموش نمودهاید که فرمودند اگر ولی فقیه دیکتاتور و ظالم شد از عدالت ساقط و در نتیجه ولایت ندارند؟! بنده و غاطبۀ ملت به باور من با موضعگیریهای یکجانبهگرایانۀ اخیر ایشان در تأیید فردی خاص و تهیه و حمایت از سناریوی سرکوب خشن معترضان معتقدیم ایشان دیگر ولایت ندارند و مصداق حاکم جائر هستند. 2. به فرض ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد با 24میلیون و 500هزار رأی ملت ایران، ایشان این میزان رأی را بابت مواضع صریح خود گرفتهاند نه وجیهالمله بودن امثال شما، پس چرا به رأی ملت و ایشان در برگزیدن آقای مشایی به عنوان معاون اول تمکین نمیکنید؟ مگر شما چه کاره هستید که هر وقت خواستید با حکم حکومتی آرای رؤسای جمهور را پس و پیش میکنید؟ این دیکتاتوری نیست؟ 3. شما فرمودید افرادی که اسلحۀ گرم و سرد دارند و مردم را به خاک و خون میکشند محارب هستند. با شما کاملاً موافقم. آیا شما آنقدر مشغول رتق و فتق امور جاریه هستید که فرضت دیدن تصاویر و فیلمهای تهیه شده توسط همین ملت را ندارید که چه کسی میکشد و چه کسی میمیرد؟ نگویید که اینها که میکشند اغتشاشگرانی هستند که تنها لباس بسیج و نظامی بر تن دارند و عضو آن نیستند. وای برشما که اینگونه کور و کر شدهاید. صمٌ بکمٌ عمیٌ فهم لایرجعون 4. شما از قتل خانم مروه شربینی انزجار جستید. آیا روا نیست که قتل هموطن خود را نیز به همین شدت محکوم کنید. شاید ایشان محدورالدم هستند چون بدحجاب و مخالف شمایند. اگر اینگونه است بروید با خود خلوت کنید و از سیادت و روحانیت خود شرم کنید که فردا در محضر جد خود چه میتوانید بگویید؟! + نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388 14:4 توسط محمد مهدی مظفر |
دیروز در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بیانیهای منتسب به جمعی از اعضای مجلس خبرگان رهبری ثرائت شد که در آن ضمن ابراز حمایت این مجلس از رهبری انقلاب از جانب ریاست آن نیز حمایت تلویحی از مواضع اخیر ایشان نیز بیان شده بود. از چند منظر از نظر بنده این بیانیه دچار اشکال میباشد که مایلم در اینجا به آنها اشاره کنم: 1. این بیانیه بسیار شتابزده و بدون هماهنگی قبلی و بدون برگزاری جلسهای هرچند اضطراری و بدون ذکر اسامی امضا کنندگان صادر شده است که محل اشکال است. 2. این بیانیه بدون امضای رئیس مجلس خبرگان اعلام شده است که در نوع خود بیسابقه است. 3. جایگاه و شأن مجلس خبرگان بسیار فراتر از ورود به موضعگیریهای سیاسی است و باید همواره به عملکرد رهبری ناظر باشد و هیچگاه شأن خود را تا این حد پایین نیاورد که له یا علیه ایشان موضعگیری نماید. 4. عملاً با بیانات رهبری که خود را در موضع طیف خاصی قرار دادهاند، موضعگیری اخیر مجلس خبرگان نه تنها به جایگاه رفیع خود در قانون اساسی ضربه زد بلکه مشروعیت نظام را نیز که برآمده از این مقام و منزلت نیز است را مورد تردید جدی قرار داد. در پایان به نظر میرسد که اگر اعضای محترم مجلس خبرگان با تأملی بیشتر و تفکیک جایگاه حقیقی خود در بلاد منتسبه و شأنیت عضویت در چنین مجلسی نسبت به صدور مواضع خود اقدام نمایند بیشترین سود را برای جامعه خواهد داشت و از شبهه به دور خواهد بود. + نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388 13:29 توسط محمد مهدی مظفر |
|
| ||||||